تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

الان ساعت یازده صبحه هنوز خوابم نبرده شاید تحت تاثیر جواب كنكورم باشه،اما خوب شد مكالمه ی تلفنی مامان رو با خاله شنیدم راجبه دانشگاه قبول شدن من صحبت میكردن احساس واقعی شونو فهمیدم وگرنه بروز نمیدادن،مامان ابراز خوشحالی میكرد اما یه كوچولو ناله میكرد از این كه شهر دور قبول شدم ،مثل اینكه خاله گفته رشته ی خوبی قبول شده دولتی هم كه هست،مامان هم در جواب تایید میكنه كه اره رشته ی خوبیه دقیقا عكس واكنش رو نشونم داد كه چرا حداقل مهندسی نیاوردی؟

ادامه مطلب  

post 18  

سلام به عشقم دیشب اعصابم خیلی خورد شده بود هركاری كردم نتونستم به وبلاگم بیام و دیدن عشقم رو بنویسم،دیروز ساعت حدود ٣بود كه عشقم رو همراه با با برادرش اقا جلیل دیدم كه فك كنم میرفتن باغشون یا میرفتن اون یكی خونشون
به محض اینكه دیدمش چهارستون بدنم خشك شد و وایسادم چون نتونستم رانندگی كنم ،دیروز خیلی خوشحال بودم الانم به اون لحظه فك میكنم كه به چشم های هم نگاه كردیم ای خدا یعنی میشه یه روز مال من بشه و هروقت بخوام به چشمام نگاه كنم؟
یه خبر توپ

ادامه مطلب  

هشتاد و هشت  

بسم رب الموت و الحی
بمیر ای بی‌خبر گر می‌توانی
به مرگی کان به است از زندگانی (شیخ شوشتری)
علامه عظیم الشأن حسن زاده در مجلد سوم شرح اسفار خویش این طور می‌فرمایند که :
اگر یكى-دو بار خلع بدن براى شما پیش آید براى شما خیلى چیزها روشن میشود .
این است که می‌گویند تمام این اخلاق و تهذیب برای این است که انسان به #موت_اختیاری نائل آید .
حضرت مستطاب پدرم تعریف می کردند که حضرت آیت الله میرزا جواد آقای طهرانی رحمة الله علیه در بحث و فحصی در مورد تجرید رو

ادامه مطلب  

بعضی حرفها  

گذشت زمان خیلی چیزا رو مشخص میکنه
فقط باید صبر کنی
تا بفهمی خیلی آدمها اونجور که فکر میکردی نیستن
خیلی حرفا دروغ از آب درمیان
اونوقت خیلی چیزا عوض میشه
فکرت..رفتارت..
اما شاید بازم باورت نشه
باور که نه
نمیخوای قبول کنی واقعیت این بوده
شنیدی اما قبول نکردی..
اونوقت تصمیم با خودته
اگه پلهای پشت سرتو خراب کردی که هیچ
اگه هنوز راهی برات مونده بهتره تصمیم جدیدی بگیری
گاهی خیلی دیر میشه..خیلی دیر..
طوری که نمیشه جبران کرد..
تا زوده به فکر باش
صبر کن ام

ادامه مطلب  

post 19  

خیلی خیلی دوست دارم عشقم بخدا حاضرم نفسام نباشه چون تو نیستی، یادمه یه روز بهم گفت دوستم با دوست پسرش دعوا كردن و از هم جداشدن والان كه دوسال میگذره از جدایشون دوباره پسره رفته خواستگاریش و بهم رسیدن ،عشقم این رو خیلی دوست داشت چون میگفت بهش  ثابت كرده كه چقدر دوسش دارهمنم بهت ثابت میكنم مطمن باش فقط بگو اره بیا خواستگاریم و تمام
عشقم این دفه جدی میام خواستگاریت فقط كافیه بگی اره میخوامت یه هفته طول نمیكشه میام خواستگاریت و مال خودم میشی،ب

ادامه مطلب  

 

روزی مردی به مهمانی دوستان خود رفت.
دوستان به او گفتند اگر بتوانی ۳روز در بالای قله سرد بدون حتی یک لباس دوام بیاوری و از آتش استفاده نکنی ما سه روز از صبح تاشب  برای تو غذا درست میکنیم.
ولی اگر نتوانستی و از آتش استفاده کردی تو باید یک شب به ما بهترین غذا را بدهی .
آن مرد قبول کرد و سه روز در بالای قله بدون آتش ماند.
بعد بازگشت دوستان او از او پرسیدند چطور توانستی بدون آتش آن هم در آن هوای سرد  دوام بیاوری.
ناگهان آن مرد گفت هیچ آتشی پیش من نبود ف

ادامه مطلب  

شما که لیسانس دارید همه چی دونید!  

این لیسانسی که شما دهنتونو کج می کنید می گید لیسانس دارم ..با کلی شرمساری
ما واسه قبول شدنش یک سال پشت کنکور بودیم...این فلاکس قدیمی این رادیو داغون گواهی شب بیداریای منه ..
نمی فهمید ؟؟نه !!
اگه تو این مملکت کسی می فهمید که گرفتن لیسانس و ارشد و دکتر این قدر مفت نمی شد (نویسنده در این جا به یاد دردهایش سکوت می کند )

ادامه مطلب  

جالب ه  

ن می‌خواد ب حرفام گوش کنه
ن سکوت و دوری‌ام و قبول می‌کنه
نمی‌دونه من از رو طاقچه نشستن خوش‌ام نمیاد
ولی اصلن من‌و برا طاقچه خواسته
می‌گه بشین همون جا نرو دلم تنگ می‌شه
می‌گم بشینم چ کار خب؟
می‌گه تو بشین نشستن ات جالب ه، اصن خواستی راه برو .. قدم زدن‌ات..
فقط رو طاقچه بمون

ادامه مطلب  

خواسگار  

دوباره اون پسره اومد ازم خواستگاری کرداینبار قبول کردم باهاش حرف بزنمگفت بریم مزار شهدا حرف بزنیمانقدر خواهش کرد که قبول کردممیخواسم بگم نه که همینجا تموم بشهمن جلوتر رفتم اونم پشتم اومدداشتم از استرس میمردمهوا تازه تاریک شده بود خیلی میترسیدمچندتا از بچه هایی که اونجا آدامس میفروخت اونجا بود باهاشون دوست شده بودممنو دیدن اومدن سمتم تا دیدن پشتم اون پسره میاد عقب عقب رفتنچنان اخمی بهشون کرده بود که منم ترسیدمگفتم چرا دعواشون میکنید؟

ادامه مطلب  

 

امروز بعد از كلى به این در و اون در زدن واز این خوابگاه به اون خوابگاه رفتن بلاخره در جایى كه باید مستقر شدم .
روزى كه برگشتم سریع رفتم از خوابگاهِ (از الان دیگه میشه بهش گفت قدیمى) وسالیم رو جمع كردم بچه ها نبودند،همگى كلاس داشتن تازه بهشون عادت كردم تازه باهم صمیمى شدیم كه من رفتم،شب كه بچه ها كه وارد اتاق شدن متوجه ى نبود چمدانم شدند و از اونجایى كه هیچ كس شماره ى من نداشتن و فقط دو نفرشون اینستاى منو داشتن دایركت كردن: اجى كجا رفتى بى خدافظى

ادامه مطلب  

 

سلام
راسش چن روزه میخام بیام اینجا و یه چیزایی بگم ک وخت نمیکردم
امسال کنکور دادم وختی اومدم بیرون گفتم زیر 1000 میارم ولی متاسفانه نشد
برا همینم تصمیم گرفت برا سال بعد بمونم
الان حدود هفت ماه ب کنکورم مونده و منم تا الان هیچکدوم از درسارو خوب نخوندم
وبمو تعطیل کرده بودم ولی ب دلایلی دوباره پست گذاشتم
ولی دگ میخام بخونم
امسال دوستام پزشکی قبول شدن ولی با تصمیم بد من ک سه سال از عمرمو ب فنا داد باعث شد نتونم ب خاسم برسم از اول انتخاب رشتم اشتبا ب

ادامه مطلب  

وکیل  

ناراحتم می کنه
دلمو تا ته میسوزونه
میخنده و وادارم میکنه وقتی که بغض دارم، بخندم.
چرا به من فک نمیکنه؟
چرا واسه منو تصمیمام ارزش قائل نمیشه؟
فیلمه همه ی آرزوهای من بود ...
هنوزم قبول نمیکنه
میندازه سر خودم
سیبو به پرتقال ربط میده
ولی من دیگه یه بچه دوساله نیستم.
امشب دلم سوخت
واسه خودم
خیلی سوخت ...

ادامه مطلب  

#31  

مجبورم قبول کنم تنهایی همشگیمو :) اینکه فقط بقیه موقع کارشون باهام کار دارن،اینکه کسی تحویلم نمیگیره به هر دلیلی...اینکه نمیتونم مثه بقیه باشم!اینکه کسی از من خوشش نمیاد...اینکه قراره تا ابد تنهاییای خودمو با خودم تکرار کنم
بازم آهنگ #my gift of silence و سکوت های همیشگی،دوباره این قسمت آهنگ که میگهdont change your self...شاید نباید هیچوقت تغییر کنم! :)

ادامه مطلب  

شاه کلید آیت الله نخودکی به یک جوان! 95/8/28  

شاه کلید آیت الله نخودکی به یک جوان!                                 
راه های مختلفی مانند: ادعیه، زیارات، قرآن، نماز، روزه و...، وجود دارد که موجب تقرب به خداوند متعال می گردد، اما در این بین این مورد اگر با حضور قلب انجام شود، حال و هوای خاص خود را دارد که شاید نزدیکترین راه برای تقرب به پروردگار حکیم باشد.    
  بهترین وسیله برای رسیدن به قرب خدا:خداوند متعال در قرآن می فرماید: و آنان همواره بر نمازشان محافظت می کنند. (انعام/92)در روایتی امام ک

ادامه مطلب  

اسارت  

به نظر خود تمام جوانب کار را سنجیده بودم و در تکمیل ظرفیت دانشگاه پیام نور شرکت کرده بودم.وقتی نتیجه قبولی آمد.به دلیل بعد مسافت به جز چند نفر کسی آن را تایید نکرد.هیچ کس دوست نداشت که یک زن یک مسیر طولانی را برای ادامه تحصیل بپیماید.انگار قوانین اجتماع در قیاس با قوانین سالی که تربیت معلم قبول شده بودم فرق زیادی نکرده بود.مادرم گفت"تا همینجا که خوانده ای خشنود باش!"شوهرم گفت"دیوانگی که شاخ و دم ندارد."برادرم گفت"حالا این درس خواندنت چه فایده ا

ادامه مطلب  

54.  

هیچ وقت این آدم های همیشه نالانِ خود شکست خورده پندار رو درک نکردم .
خب که چی همه ش آواتار تلگرامتون عکس غمناکه؟
که چی همش از بی شانسی تون میگین؟ ولت کرده رفته؟
به جایی که خواستی نرسیدی؟
 
والا منم شکست عشقی خوردم .
والا منم رشته ی مورد علاقه مو قبول شدمو نداشتن برم.
والا منم خیانت رفیق دیدم.
والا منم بابام پورشه نداره .
والا منم پول ندارم هرروز با دوست و رفقا برم رستوران شیک.
 
خب که چی این همه ناله؟
حال آدمو بد میکنید.
 
چی دیدین تو زندگیتون که ب

ادامه مطلب  

یه صبح واقعی  

یه صبح واقعی بودسوار ماشین بودمبرسم محل کارمرادیو ماشین باز بودقرآن تلاوت می شدیه تلاوت وزین و متاثررفتم به عمق وجودممدرسهدبیرستانراهروی ساکت و صدای تلاوت در سکوت بچه هاعادت کرده بودیمبه شنیدن یه صبح واقعی بودندوفلش بک چیز خوبی هست یا ؟به خوب فلش بک زدن خوب استزندگی آهنگ داردباید فهمید چه طور آرام تری ؟چه می خواهی؟قبول کنی خیلی چیز ها را نمی توانی تغییر دهیو خدایی است در این نزدیکینزدیک تر از رگ گردن

ادامه مطلب  

کمی دیر....  

گاهی فک میکنم دیگه قلب ندارم...  انگار سِر شده باشم! ب همه چی دارم بی تفاوت میشم...  ب همه چی... چیزایی ک امیر سالای پیش میگفت و من میگفتم این چی میگه,چرا اینقد ناامید و بیتفاوته! حالا ک راهی ک اون رفته رو رفتم میفهمم....  حکایت همون کوچه و پیرمردی ک سر کوچه ب جوونه میگه نرو,تهش بن بسته! رفتم و...  
چجوری کم کم از زندگیم بیرونش کنم, وای واسه آزمونم هیچی نخوندم, اونو چیکار کنم.... کاش از اول سال درست و درمون شرو کرده بودم تا ی جای خوب قبول بشم!  الان یکم دیر

ادامه مطلب  

 

خب نمیتونم بگم اوهه پسر ببین از کِی ننوشتم، چون نمیدونم تاریخِ آخرین بارو!:/ خب با عاقای زد همه چی تموم شد! شوکه شدی نه؟ خودمم تو همون مرحلم و تازه دارم به خودم یاد میدم که قبول کنم‌ چون به احتمال نود درصد یا بیشتر امکان برگشتش وجود نداره. خودش خواست بره همینو میتونم بگم فقط، خیلی دلم براش تنگ شده مخصوصا امشب خاستم بهش اس ام اس بدم اما ندادم خیلی خودمو کنترل کردم، آخه پیشِ اون دکتری هم که رفتم (عاره بالاخره رفتم مشاور) گف اصلنِ اصلن اس ام اس نده.

ادامه مطلب  

 

ماهی عاشق دریا شده بود.
دریا گفت: می توانی از تُنگ دل بکنی؟...
ماهی گفت: دل می کنم به شرطی که تو هم برای همیشه مال من باشی.
دریا قبول کرد و تمام ماهی و پرنده هایی که همراهش بودند به رودها و دریاچه های اطراف فرستاد.
ماهی ی سرخی ماند و دریای که بیش از حد بزرگ بود.
کمی شنا کرد... گشت، ولی کلافه شد.
رو به دریا کرد و گفت: خسته شدم. من نمی توانم تمام تو را پیدا کنم. هر چقدر هم مال من باشی، باز مال من نیستی.
دریا به ماهی گفت: عشق، مالکیت نیست.
تو اگر عاشق بودی به

ادامه مطلب  

نامه علی مطهری به رئیس‌جمهور در واکنش به خودسری‌ها: مشهد را از استبداد نجات دهید  

اخیرا در استان خوزستان نیز شبیه این ماجرا برای فرد دیگری پیش آمد. این وضعیت زیبنده دولت جناب عالی نیست؛ گرچه قبول دارم که تلاش برای محدودسازی آزادی بیان از سوی برخی نهادهای حکومتی معمولا در زمان دولت‌هایی که گرایش اصلاح‌طلبی دارند بیشتر است. چنانچه اقدام موثری در این خصوص مبذول نفرمایید مجلس چاره‌ای جز استفاده از اختیارات قانونی خود نخواهد داشت....

ادامه مطلب  

اگه عاشقت باشه برمیگرده،اونم بخاطر تو و دل تو...بخاطر خودش  

مرتضی برگشت...دوشب پی ام میده...ولی من زودتر میخوابم..این شبا ک اون نبود دیگه تا یک بیدار نبودم...زودتر خوابم میبرد.الانم زود میخوابم .اون ساعتای یازده و نیم مثلا میزنه مینا بیداری؟درحالیکه خوابم.سعی میکنم امروز ظهر بخوابم ک شب بتونم باهاش حرف بزنم.دیروزم اومد دانشگاه ی سلام کردم بهش از کنارش رد شدم...کل دیدارای منو اون همینطوری میگذره..بااینکه چند بار بهش گفتم دوست دارم باهم بریم بیرون.نمیدونم چرا قبول نمیکنه یا پشت گوش میندازه:-(

ادامه مطلب  

 

خب سلام بازم طبق معمول نمیدونم کِی بود آخرین‌ توشتم و تا کجا توضیح دادم! ولی صدایِ وِز وِز منظور میاد و الان وقت خوابمونه. یه برنامه ای ریختیم که صبا ساعت هشت بیدار میشیم تا نه صبونه نه تا دوازده درس و کار مفیدی که داریم بعد دوازده تا سه استراحت و ناهار و باز سه تا شیش درس و اینا.شیش تا هفت و نیم هم ورزش و خرید بعدشم شام و کارای روزمره تا وقت خاب، این چن روز مه خوب بود درسمم کامل و خوب خوندم ولی فردا لازمه یه‌ دور دیگه بخونم، نگرانی دارم راجعه به

ادامه مطلب  

 

آدمی که نتونه از تو سختیاش، ناراحتیاش، خوشی بکشه بیرون، احتمالا خوشیاشو هم زود از دست می ده.
 
امروز یه نوشته می خوندم که می گفت آدما هیچ وقت از سکوت هم، از نگاه هم چیزی نفهمیدن، حرفاتونو مستقیم به هم بزنید.
قسمت اول حرفاشو قبول ندارم، چون باور دارم، با وجود خودم درک کردم آدمایی رو که نگاهشون حرف می زنه، و سکوتشون... سکوتش.
اما در مورد بیشتر آدما حرفش درست بود، وخصوصا ته حرفش که واقعیت محض بود:
"رابطه هایتان و رفاقت هایتان به خاطر همین حرف نزدن

ادامه مطلب  

 

دیدن نوشته ی "فارغ التحصیل" به خودی خودش خوشایند هست، حالا فکرش رو بکنید که با ایمیلی مواجه میشید که ازتون می خواد در ترم بهار به عنوان کمک استاد مشغول به همکاری بشید... 
حس جالبیه. حتی اگه این ایمیل به همه ی آدم هایی که شرایطش رو دارن ارسال شده باشه، یا حتی اگه بدونی که قرار نیست قبول کنی، بازم حس جالبیه. 
 
توضیح اضافی: قبلا قبلا ها، جدای از خود نوشته، چه وسواسی به خرج می دادم برای نوشتن عنوان مطلبم و بعدا از روی لجبازی با خودم، یا نمی دونم چی،

ادامه مطلب  

زرد  

 
قربان امام حسین بروم .امروز ار نوع شله زردی و البته آش شله قلم کاری و معمولی اش است .که دیگر در عکس نگذاشتم . راستش خیلی دلم می خواست با خانوم همسایه که آن شله زرد سمت چپی را آورد یک صحبتی داشته باشم . یک قاشق و نصفی شله زرد ریخته است با دو متر قد آورده است دم در؟ حیف خواب بودم . البته شوخی می کنم.نذرشان همگی قبول باشد.

ادامه مطلب  

دومین دلنوشته پاییزی  

این دومین دلنوشته منه که در فصل پاییز می نویسم .
الان نمی دونم مهربانو داری چیکار میکنی . درس میخونی ، رفتی بیرون خونه و عزاداری میکنی یا اینکه موندی خونه و داری بخچه خاطرات رو تمیز میکنی ، ورق می زنی و دور ریختی ها رو دور میریزی و منتظر ورود سرمایی . چیزی که یادمه پارسال همین موقع هم ما از هم دور بودیم . مهربانو جان خیلی مواظب خودت باش و درسات رو خوب بخون ،  امیدوارم تو کنکور سال آینده دقیقا اون چیزی که دوست داشتی قبول بشی و دل خودت و خانوادت از

ادامه مطلب  

 

نمازجمعه   شرکت در نماز جمعه وقتی فرا خوان می شوید بر شما واجب میشود مومنین اولین حسابرسی که در آن دنیا می شود سئوال از نماز است  هرکس نمازش مورد قبول پروردگار واقع شود دیگر اعمالش بعد از نماز  حسابرسی می شود پس بها بدهیم به نماز اول وقت  

ادامه مطلب  

.....  

با عرض سلام و تسلیت  
امیدوارم همتون خوب خوب باشید و دعاهاتون مورد  قبول درگاه ایزد حق تعالی قرار گرفته باشه . 
طی مذاکرات با آقای پشی خان و اینکه ازشون خواستم تغییری در رفتارشون بدهند 
باورتون نمیشه انقده تغییر کرده که دیگه فکر می کنم نمی شناسمش 
دیشب بهش گفتم دلم برا مهدی بداخلاقم تنگ شده ..... 
اما از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون خیلی خوش میگذره .... 
انقدر مهربون شده .... شب ها اصلا" دعوا نمیکنه بگه خوابم میاد .... اصلا خیلی آروم شده 
هااااا

ادامه مطلب  

 

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت :
شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم .
می خواهم در روستایمان معلم شوم .
دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی
تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.
 
روحــــش شــــاد           
 

ادامه مطلب  

 

از عصر آبجی اسرار می کرد بریم بیرون ولی من قبول نمیکردم طفلک گفت شاممونو ورداریم بریم ساحل ، گفتم من حوصله ندارم شما ها برین ، شام رو خونه خوردیم ، همه گفتن بریم گشت شبونه ای بزنیم و برگردیم دیدم خیلی خودخواهیه بقیه به خاطر من نرن ...
الان خیلی خوشحالم که رفتم ، رفتیم یه جای دنج به دور از نور مصنوعی ...
امشب اولین باری بود تو شب ترسی از تاریکی دریا نداشتم شاید به خاطر نور زیبای مهتاب بود ، دوست داشتم چند ساعت زیر نور مهتاب روی شنهای ساحل بشینم و ب

ادامه مطلب  

 

دیشب با دوستم رفته بودم رستوان، روبروی تخت ما یه دختر و پسر نشسته بودن که پسره پشتش به تخت ما بود، معلوم بود باهم دوست هستن، اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد، قشنگ معلوم بود پسره عاشقه دخترست، دختره شروع کرد به آمار دادن، سرمو انداختم پایین، دفعه بعدی تحریک شدم با نگاه بازی کردیم.خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم، با نگاهش قبول کرد، بلند شدن، پسره جلو رفت که حساب کنه دختره به تخت ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت.براش نوشته بود

ادامه مطلب  

 

من و ملیحه همیشه برای هم هدیه می‌خریدیم. حتی بعد از ازدواج او و رسول و بی‌کلاه ماندن سرِ من... من همه هدیه‌های ملیحه را نگه داشته‌ام و از آنها استفاده می‌کنم ولی او همه هدیه‌های مرا با لبخند و خوشحالی قبول می‌کرد و چند وقت بعدش هم می‌زد، لت و پارشان می‌کرد. یک دفعه که رفته بودم سیرجان برای ملیحه یک فلاسک خریدم از همان‌ها که نویسنده جماعت همیشه بیخ گوشش دارد و هیچ وقت هم خالی نمی‌شود. چه می‌دانستم که توی پیشانی فلاسک نوشته "برای نویسنده ع

ادامه مطلب  

مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 30 آبان  

مشارکت،تجربه،نیرو،امید"نارانان" 30 آبان
رفتارغیرقابل قبول..21نوامبر..30ابانوقتی به رفتارهای غیرقابل قبول معتادفکرمیکنم اولین چیزی که به ذهنم می ایدکارهای معتاداست.معتقدم رفتارمعتادم باعث بحران است وزندگی مراغیرقابل اداره کرده است.برایم اسان است که دیگران رابه خاطرناراحتی هایم سرزنش کنم.صورت حساب هابه موقع پرداخت نمیشدند,چون پول ان رابرای زندان ووکیل استفاده ,میشد,نمیتوانستم برای خودم لباس بخرم چون پول مجوزطرح ترافیک رهن بنگاه ,وحتی فرو

ادامه مطلب  

موسیقی  

نی نی جون سلام. خیلی ها میگن که تو از حالا می تونی موسیقی گوش بدی. اخه دیگه داری بزرگ میشی. من نشستم چند تا موسیقی برات دانلود کردم. یکی از اونها سمفونی پنجم بتهوونه که یک شاهکار تمام عیار موسیقی کلاسیکه. این هم لینک دانلودش:
http://s5.picofile.com/d/127f9034-33bf-4023-9b36-54608168c9c1/%D8%B3%D9%85%D9%81%D9%88%D9%86%DB%8C_5_%D8%A8%D8%AA%D9%87%D9%88%D9%88%D9%86.mp3
امروز مامان با دوستش فرناز رفته بود بیرون. توی کافی شاپ برج شهر نشسته بودن که به من هم گفت برم پیششون. من هم رفتم و یه مقدار حرف زدم و کلی کیک سیب

ادامه مطلب  

تفاوت سازمان هاي رسانه اي با سازمان هاي صنعتي  

مختصر و چكیده ای از تفاوت میان این دونوع سازمان را جهت آغاز بحث آورده ام. اگر این تفاوت ها مورد قبول باشد كه البته تفاوت ها بیشتر از این است كه امیدوارم بتوانم به كمك دوستان عزیز تكمیل كنم، چارچوب های جدیدی برای مدیریت رسانه باید جستجو كرد. از طرفی رسانه های جمهوری اسلامی نیز دارای تفاوت های دیگری هستند كه به این مجموعه باید اضافه كرد. انشاءالله پس از تكمیل بحث و استفاده از نظر دوستان به صورت مقاله ارائه خواهد شد .
 
منبع:http://khojasteh.ir/

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1